پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۵

شراب یأس به جام و سبوی ما بگذار

شکسته رنگیِ ما را به روی ما بگذار

اگر شراب، اگر خون دل، اگر الماس

تو گوشه گیر و به کام گلوی ما بگذار

به کشتزار غم، ای اشک، صد نظر دارم

به ذوق گریه که آبی به جوی ما بگذار

ز نوحه وا نتوان داشت گریهٔ مستان را

تغافلی کن و ما را به خوی ما بگذار

مکن سراغ سراسیمه‌گان شوق را ای خضر

نه آهنین قدمی، جست و جوی ما بگذار

نهفته نذر تو ای محتسب دو جامی هست

صراحی همه بشکن، سبوی ما بگذار

به بیع‌گاه مذلّت چنین مبر عرفی

تو این معامله با آبروی ما بگذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۷جان غمگین مفروش و دل خشنود مخر
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۸باد دی گو ورق لاله و شمشاد ببر
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۹به لب آرام گیر ای جان غمگین یک دمی دیگر
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۰برو ای غم خبری از دل آواره بیار
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۱همین معامله ما را بس است با زنار
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۲العطش ای عشق، تلخ آبی به خاک ما بریز
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۳جان رفت و سوزد از تو دل ناتوان هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۴ای دل ز شوق آن مه نامهربان بسوز
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.