پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۸

معلوم کز ترشح اشکی چه کم شود

آن آتشی که از دل جیحون علم شود

گر غم شود هلاک، شهیدان عشق را

در روضه بحث بر سر میراث غم شود

داند غبار دردم و آسوده خواندم

یا رب که چند گه به وفا متهم شود

فردا که تیغ باز کشد زیور بهشت

آرایش مزار شهیدان ستم شود

تا شد سفال میکده آئینهٔ مراد

بی بهره آن که در طلب جام جم شود

صد کام در دلم گذرد چون رسم به دوست

مانند آرزو که دچار کرم شود

این نشأ کس به طینت عرفی نشان نداشت

کز سومنات خیزد و مرغ حرم شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۰وعظ من گرد فشانندهٔ عصیان نشود
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۱آنان که وصف تو تقریر می‌کنند
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۲بیا که نغمه گشایان نفس به نی بستند
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۳مجنون که عیشش از غم لیلی شود لذیذ
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۴گر مرد وفایی ره بازار الم گیر
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۵شراب یأس به جام و سبوی ما بگذار
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۶چگونه سوز غم او دهم به سوز دگر
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۷جان غمگین مفروش و دل خشنود مخر
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.