پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۳

کی دلم شاد از می ناب و نوای نی شود

آن که از غم شاد گردد، شاد ازین ها کی شود

هر که را سیماب غفلت ریخت آسایش به گوش

کی دلش را چشم باز از نعرهٔ یا حی شود

گر دو رهرو متفق گردند در راه خطر

کاروانی جمع گردد، چون دو منزل طی شود

زاهد بیهوده گو را مانع از هذیان مشو

گوش کن تا بر سر دستان روم و ری شود

آن که جوید سربلندی از مصیبت های عشق

مشت خاکی بر سرش ریزم که تاج کی شود

از نگاه گرم دشنامِ لبِ می گون او

نوش بر لب زهر گردد، زهر در دل می شود

زین که خواهد محو شد عرفی، ز دندان لب ببند

می شود محو این ترنم ها، ولی تا کی شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۵جان به یاد لبت، شکر خاید
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۶کسی که از اَلَم عشق بی دماغ شود
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۷چه گرمی است که در سر شراب می سوزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۸معلوم کز ترشح اشکی چه کم شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۹آن که در راه طلب ماند و پایی نکشد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۰وعظ من گرد فشانندهٔ عصیان نشود
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۱آنان که وصف تو تقریر می‌کنند
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۲بیا که نغمه گشایان نفس به نی بستند
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.