پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۷

خوشا کسی دم آب بی شراب نخورد

دمی که جام شراب نداشت، آب نخورد

ز نقص تشنه لبی دان، به عقل خویش مناز

دلت فریب گر از جلوهٔ شراب نخورد

کسی ارادهٔ جولان عافیت ننمود

که زخم تیر بلا پای در رکاب نخورد

رود به چشمهٔ حیوان و تشنه لب باز آید

کسی که از دم عشق تو آفتاب نخورد

چه روستایی بی مشربی است این عرفی

که توبه کرد و می از دست آفتاب نخورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۹شبی که در قدم وصل یار می‌گذرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۰عاشقان گر به دل از دوست غباری دارند
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۱آن کس که مرا با دل غمناک بر آورد
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۲هوشم به نگاهی برد، جانانه چنین باید
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۳کی دلم شاد از می ناب و نوای نی شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۴دلی کز حسن آن گل، در نظر گلزارها دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۵جان به یاد لبت، شکر خاید
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۶کسی که از اَلَم عشق بی دماغ شود
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.