پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۵

بازم به طوف کعبه احرام تازه شد

ذوقم به بوسه های لب جام تازه شد

گشتیم باز می کش و ارباب شید را

آئین طعن وشیوهٔ دشنام تازه شد

ذوقم نمانده بود ز خونابه های تلخ

اینک حلاوت همه در کام تازه شد

زنار را نیابت تسبیج می دهم

ای اهل شرع، مژده، که اسلام تازه شد

می جوشد از درون دلم چشمه چشمه خون

توفان نوح را دگر ایام تازه شد

عرفی بسی به تشنه لبی عمر باختیم

کز دُرد و صاف ساقی ام انعام تازه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۷خوشا کسی دم آب بی شراب نخورد
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۸کسی به دیدهٔ ناموس خار می آید
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۹شبی که در قدم وصل یار می‌گذرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۰عاشقان گر به دل از دوست غباری دارند
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۱آن کس که مرا با دل غمناک بر آورد
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۲هوشم به نگاهی برد، جانانه چنین باید
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۳کی دلم شاد از می ناب و نوای نی شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۴دلی کز حسن آن گل، در نظر گلزارها دارد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.