پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰۹

اگر جمال تو نبود فروغ جنت اعلی

درخت نار بر‌آید به زیر سایهٔ طوبی

نیاورد دل هر کس مجال پرتو رویت

که ذره ذره کند کوه را شعاع تجلی

مشاهدات جمالت به چشم عقل نگنجد

کز آفتاب به جز تف ندیده دیدهٔ اعمی

اگر جمال بت چین مشابه تو نبودی

کدام گبر ببستی کمر به خدمت عزی

ز دیر اگر به مشامم رسد نسیم وصالت

شوم به دیر و نگویم حدیث توبه و تقوی

مرا به وعده ز پیشت مران که نیست برابر

نعیم دولت باقی به پنج روزهٔ دنیی

دو چشم هندوی شوخت دو ساحرند، ندانم

طناب جادوی بابِل نهاده بر کف موسی

هزار فتنه و آشوب اگر چه در عرب افتد

کجا ز خاطر مجنون رود مَحبت لیلی

اگر به صورت معنی کند بیان تو ناصر

هزار مرتبه آئی ورای صورت و معنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱۱صبح الهدی تجلی من مشرق المدام
  2. شمارهٔ ۶۱۲سالی گذشت و نامد زان ماهرو سلامی
  3. شمارهٔ ۶۱۳از گلشن رویش اگر یکبارگی گل چیدمی
  4. شمارهٔ ۶۱۴ای خرده‌ای ز رشک عقیق تو جام می
  5. شمارهٔ ۶۱۵شب فراق تو دارم به ناله همدمیئی
  6. شمارهٔ ۶۱۶تو سروی ای صنم یا بوستانی
  7. شمارهٔ ۶۱۷کمال معنی انسان و صورت جانی
  8. شمارهٔ ۶۱۸مرا چون حلقهٔ زلفت بر آتش چند پیچانی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.