پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

صبا چو طرهٔ سنبل به وقت صبح گشاید

بنفشه چون خط مشکین به روی باغ برآید

گذر به جانب بستان، شنو ترنم بلبل

که از شکفتن غنچه هزار دل بگشاید

صبا به صیقل آئینه سازد آب روان را

در او هزار گل‌اندام لاله روی نماید

دلم فدای دم روح‌بخش باد صبا باد

که دم دهد به سحر غنچه را و دل برباید

چنار دست برآرد، دعا بخواند سوسن

صبا بگویدش آمین و کار سرو برآید

گرت ز دست برآید قدح برگیر چو لاله

به پای سرو و صنوبر، که دور عمر نپاید

هزار دستان ناصر بگوی در صفت گل

به سر نیامد دستان که عندلیب سراید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷مرا بر شاخ رعنائی چو گل رفتن نمی‌شاید
  2. شمارهٔ ۳۵۸حُسنش چو گل به هردم رنگی دگر برآید
  3. شمارهٔ ۳۵۹خطت حرز الهی می‌نماید
  4. شمارهٔ ۳۶۰اگر به رنگ و بوی تو گل به گلستان آید
  5. شمارهٔ ۳۶۱مهری ز تو در وجود ناید
  6. شمارهٔ ۳۶۲گل اندر دیده‌ام بی نقش رویت خار می‌آید
  7. شمارهٔ ۳۶۳تن سرگشته ز هجر تو به جان می‌آید
  8. شمارهٔ ۳۶۴تو را در گوشهٔ‌ خاطر غم یاری نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.