پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

با رخش ماه آسمان چه بود

ذره با مهر هم‌عنان چه بود

پیش چشمش خدنگ را چه محل

نزد ابروی او کمان را چه بود

بوسه جُستم از آن دهان، گفتا:

بوسه چون باشد و دهان چه بود

گفتمش گیرم آن میان به کنار

گفت مهمل مگو میان چه بود

جان طلب کرد یار و من گفتم

غیر لعل لب تو جان چه بود

روی زردم رقیب نشناخت

خر چه داند که زعفران چه بود

بر درش خوار شد سر ناصر

قیمت سگ بر آستان چه بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸دجله را امسال رفتاری عجب مستانه بود
  2. شمارهٔ ۳۲۹دوش در مجلس کباب ما ز سوز سینه بود
  3. شمارهٔ ۳۳۰تو نه آن شوخی که پروایت سوی یاری بوَد
  4. شمارهٔ ۳۳۱از مژه می‌زنم نمک بر جگر کباب خود
  5. شمارهٔ ۳۳۲یار تنها شد و آن به که به تنها نرود
  6. شمارهٔ ۳۳۳هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
  7. شمارهٔ ۳۳۴چون چنگم از غم سرنگون،‌ کان دلستانم می‌رود
  8. شمارهٔ ۳۳۵نقش تو در چشمهٔ‌ چشمم چو ماهی می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.