پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰

سگان را دیده در کویت، ز من بیخواب‌تر نبود

ز چشم خاکسارم در جهان بی آب‌تر نبود

ز من هرگز نکونامی نخواهی یافت ای زاهد

به کوی عافیت از عاشقی نایاب تر نبود

سیه گشت از سجود ماهرویان روی زرد من

سیه تاب زر رخسار از این نایاب تر نبود

روا نبود نماز عشق من در طاق ابرویت

… کذا …. نقطه چین در کتاب … اب تر نبود

ز لعلت وعدهٔ فردا شنیدن عاقبت ناصر

ز آب دیده صبر او اگر سیماب تر نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۲ز عشق بنده چه خواهد بدان جمال فزود
  2. شمارهٔ ۳۲۳سر سودا زده‌ام دوش به بالین که بود
  3. شمارهٔ ۳۲۴در ازل قبلهٔ جانها خم ابروی تو بود
  4. شمارهٔ ۳۲۵دوشینه یار پرده ز رخ برگرفته بود
  5. شمارهٔ ۳۲۶با رخش ماه آسمان چه بود
  6. شمارهٔ ۳۲۷دوش خیال رخت در دل دیوانه بود
  7. شمارهٔ ۳۲۸دجله را امسال رفتاری عجب مستانه بود
  8. شمارهٔ ۳۲۹دوش در مجلس کباب ما ز سوز سینه بود
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.