پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

مرا هوای تو همراه خاک خواهد بود

کمینه کار من از غم هلاک خواهد بود

ز خواب چون به قیامت خراب برخیزم

کفن ز دست تو چاک خواهد بود

ز حال عاشق و معشوق چون سؤال کنند

به حشر دامن ما هر دو پاک خواهد بود

بیا و بوی مَحبت شنو ز تربت من

پس از اجل که تنم زیر خاک خواهد بود

فراق نامهٔ ناصر به دست هر که رسد

ز ماجرای غمش دردناک خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸بدیدم آن مه خود را، پگاه خواب آلود
  2. شمارهٔ ۳۱۹تا نگفتی سخنی نقش دهان هیچ نبود
  3. شمارهٔ ۳۲۰سگان را دیده در کویت، ز من بیخواب‌تر نبود
  4. شمارهٔ ۳۲۱عشق تو بود با من و از من نشان نبود
  5. شمارهٔ ۳۲۲ز عشق بنده چه خواهد بدان جمال فزود
  6. شمارهٔ ۳۲۳سر سودا زده‌ام دوش به بالین که بود
  7. شمارهٔ ۳۲۴در ازل قبلهٔ جانها خم ابروی تو بود
  8. شمارهٔ ۳۲۵دوشینه یار پرده ز رخ برگرفته بود
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.