پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

بلبلان در چمن، ای دل به خروش آمده‌اند

ز آتش لاله دگر باره به جوش آمده‌اند

شاهدان در چمن از لؤلؤ لالای سحاب

چهره آراسته و حلقه به گوش آمده‌اند

زاهدانی که چو من گوشه نشین می‌بودند

این زمان در، به در باده فروش آمده‌اند

ساقیا مردم اگر غنچهٔ گل می‌بینند

عاشقان دیدن آن چشمهٔ نوش آمده‌اند

به تماشای چمن دوش حریفان رفتند

سرگران رقص کنان دوش به دوش آمده‌اند

یک زمان جام می پخته به جانان بدهید

بیدلان بهر صبوحی شب دوش آمده‌اند

اهل معنی به چمن وقت سحر چون ناصر

مست و دستارکشان بیدل و هوش آمده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶بهشت را سر کوی او نشان دادند
  2. شمارهٔ ۲۸۷دوش مستان بگذشتند و صلائی کردند
  3. شمارهٔ ۲۸۸در آن روزی که خوبان آفریدند
  4. شمارهٔ ۲۸۹غزل خوانان دف اندر چنگ دارند
  5. شمارهٔ ۲۹۰دردکشان بلا خون جگر می‌خورند
  6. شمارهٔ ۲۹۱آتشی در جان من عقل مشوش می‌زند
  7. شمارهٔ ۲۹۲اهل نظر که سوختگان بلا کشند
  8. شمارهٔ ۲۹۳دلم از جام غمت نیش بلا نوش کند
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.