پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

هر گه که رخ بدزدد و دزدیده بنگرد

ما را کُشد به غمره و نادیده آورد

دانی که روی تافتن او ز بهر چیست؟

رحم آیدش که به سوی کُشته بنگرد

از خونبهای خویش همی‌بگذرم اگر

آن کس که کُشت و رفت، دوباره بنگرد

دل رفت پیش دلبر و من جان همی‌کَنم

دل هر که برده‌ است جان چرا نمی‌برد

ناصر چو نفخ صور اگر ناله بر کشد

هنگامهٔ مشعبد افلاک بردرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴هر زمان آتش تو در دل یاری گیرد
  2. شمارهٔ ۲۲۵بخت کو تا نظر لطف به کار اندازد
  3. شمارهٔ ۲۲۶غم عالم مخور ای دل،‌ که عالم غم نمی‌ارزد
  4. شمارهٔ ۲۲۷چو عشقت چنگ غم در جان من زد
  5. شمارهٔ ۲۲۸مرا تا آتش هجران آن شیرین لقا سوزد
  6. شمارهٔ ۲۲۹گر به خونریزی آن ترک ختا برخیزد
  7. شمارهٔ ۲۳۰نسیم صبحدم از مرغزار برخیزد
  8. شمارهٔ ۲۳۱هر که مردانه به عشق از سر جان برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.