پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

یا رب آن سرو روان تازه گلی بار آورد

باغبان بین که چنین نخل به بازار آورد

صد چو من گوشه‌نشین را به دم خرم گل

جان فشان،‌ دست‌زنان بر در خمّار آورد

سنبل آویخت ز سر و گل دامی بنهاد

دانه از غالیه و دام پدیدار آورد

مرغ جان‌های عزیزانِ حقیقت بین را

دانه بنمود و در آن دام گرفتار آورد

ریخت از غیرت او آب رخ آب حیات

چون سکندر همه را بر سر این کار آورد

تا گل و شکر و سنبل نرباید هرکس

بر سر سرو دو هندوی کماندار آورد

صنع بسیار نمود و دل ناصر بربود

بلبلی بر گل سیراب گرفتار آورد

زین طلسمی که بر این گنج حقایق بنهاد

از پی بستن چسم دل اغیار آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱هوا رسم گهر باریدن آورد
  2. شمارهٔ ۲۲۲هر گه که رخ بدزدد و دزدیده بنگرد
  3. شمارهٔ ۲۲۳اگر دلبر ز ما دل برنگیرد
  4. شمارهٔ ۲۲۴هر زمان آتش تو در دل یاری گیرد
  5. شمارهٔ ۲۲۵بخت کو تا نظر لطف به کار اندازد
  6. شمارهٔ ۲۲۶غم عالم مخور ای دل،‌ که عالم غم نمی‌ارزد
  7. شمارهٔ ۲۲۷چو عشقت چنگ غم در جان من زد
  8. شمارهٔ ۲۲۸مرا تا آتش هجران آن شیرین لقا سوزد
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.