پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

به دوست از دل مسکین سلام ما که برد

بر آستانهٔ وصلش پیام ما که برد

حکایت رخ گلگون تو ز سیل سرشک

به سرو سایه‌ورِ خوش خرامِ ما که برد

مثال قامت دوتاه و شرح غصهٔ هجر

به ماهرویِ قیامت قیام ما که برد

حدیث درد دل و ماجرای قصهٔ شوق

به خون نوشته بر او سلام ما که برد

صبا چو یار نیاید پس از اجل هیهات

به کوی دوست غبار عظام ما که برد

نسیم کوی تو گر ناورد به خاک لحد

نسیم مشک به سوی مشام ما که برد

تو را زبان شکایت دراز شد ناصر

میان بزمگه خاص نام ما که برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷سیل خون جگرم از سر ما می‌گذرد
  2. شمارهٔ ۲۰۸دود دل آتش پنهان مرا پیدا کرد
  3. شمارهٔ ۲۰۹پیر ما خرقهٔ خود در گرو صهبا کرد
  4. شمارهٔ ۲۱۰عشق تو روی ما ز عدم در وجود کرد
  5. شمارهٔ ۲۱۱رفتی به باغ سرو به پیشت قیام کرد
  6. شمارهٔ ۲۱۲گر چارهٔ‌ تقدیر به تدبیر توان کرد
  7. شمارهٔ ۲۱۳عشق پیدا شد و این راز نهان نتوان کرد
  8. شمارهٔ ۲۱۴براق برق عزم آسمان کرد
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.