پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

به نزد اهل نظر هر که دیده‌ای دارد

مدام دیده ز روی تو بر نمی‌دارد

کسی که دیده به دیدار دوست روشن کرد

حدیث طعنهٔ دشمن به گوش می‌نارد

مرا ز فرقت دلدار مهربان هر دم

ز کنج دیدهٔ خونین ستاره می‌بارد

هر آنکه پند رقیبان نمی‌کند در گوش

ز گنج صحبت یارش نصیب کی دارد

رقیب را چه محل تا که پیش صبحت یار

نشیند و به بیهوده راز بر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴من رنجور را امید وصلش زنده می‌دارد
  2. شمارهٔ ۲۰۵به دوست از دل مسکین سلام ما که برد
  3. شمارهٔ ۲۰۶شاد است دل که از غم تو یاد می‌برد
  4. شمارهٔ ۲۰۷سیل خون جگرم از سر ما می‌گذرد
  5. شمارهٔ ۲۰۸دود دل آتش پنهان مرا پیدا کرد
  6. شمارهٔ ۲۰۹پیر ما خرقهٔ خود در گرو صهبا کرد
  7. شمارهٔ ۲۱۰عشق تو روی ما ز عدم در وجود کرد
  8. شمارهٔ ۲۱۱رفتی به باغ سرو به پیشت قیام کرد
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.