پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

باده در عشق بار غمخواریست

با صبا باد هر کجا یاریست

زاهد و زهد و ما و قلاشی

میل هر کس به جانب کاریست

فارغ از جنتم به دیدارت

که از او هم مراد دیداریست

سوزم این خرقه و تا همه بینند

که درین دلق کهنه ناریست

اندک اندک ز حال ناصر پرس

پرسش اندک تو بسیاریست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷چشمم به یاد لعل تو، دوشینه خون گریست
  2. شمارهٔ ۱۲۸یا رب آن اوج نشین کوکب سیارهٔ کیست
  3. شمارهٔ ۱۲۹مرا ای ماه روزی بی تو سالی‌ست
  4. شمارهٔ ۱۳۰خانهٔ دیدهٔ من رهگذر دریائی‌ست
  5. شمارهٔ ۱۳۱ز کفر زلف تو اسلام در پریشانیست
  6. شمارهٔ ۱۳۲در شهر یار پختهٔ ما جز کباب نیست
  7. شمارهٔ ۱۳۳مُردم از غم وین غمم بر سر که غمخوار نیست
  8. شمارهٔ ۱۳۴عشق پدیدار هست، یار پدیدار نیست
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.