پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۹

به کوی انتظاری آرمیدن ها چه می دانی

گل از شاخ نهال صبر چیدن ها چه می دانی

هنوز هم شیر از لبهای شیرین در قدح داری

شراب تلخ ناکامی چشیدن ها چه می دانی

نگه از گوشه چشم تو سر بیرون نمی آرد

به هر سو اضطراب آلوده دیدن ها چه می دانی

شود از سایه مژگان عاشق پایت آزرده

مذاق خار از پا کشیدن ها چه می دانی

ز راحت بستر و از ناز بالین زیر سر داری

تصور کردن و از جا پریدن ها چه می دانی

هنوز هم در چمن داری ز بلبل صد قفس بسمل

به دام افتادن و در خون تپیدن ها چه می دانی

هنوز ای گل ندیده غنچه ای روی تبسم را

ز حسرت پشت دست خود گزیدنها چه می دانی

نهد دوش تو پهلو بر زمین از سایه کاکل

به زیر بار کلفت آرمیدن ها چه می دانی

بود در آستین پنهان چو بوی غنچه انگشتت

گل از خار جای یار چیدن ها چه می دانی

هنوز ای شوخ با مژگان عاشق می کنی یاری

تو نور چشم از مردم رمیدن ها چه می دانی

سراسر می روی هر روز بازار محبت را

زلیخا نیستی یوسف خریدن ها چه می دانی

به چاک جیب ما و سیدا داری تبسم ها

تو طفلی ذوق پیراهن دریدن ها چه می دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۱تا لبت نام برآورده به شیرین سخنی
  2. شمارهٔ ۵۵۲تا کی ای بلبل به دنبال هنر افتد کسی
  3. شمارهٔ ۵۵۳به سوی کلبه ام ای سیمبر نمی آیی
  4. شمارهٔ ۵۵۴چرا به کلبه ام ای دلربا نمی آیی
  5. شمارهٔ ۵۵۵به خواب آمد مرا لیلی وشی چون سرو موزونی
  6. شمارهٔ ۵۵۶دمید خط و در آغوش من نمی آیی
  7. شمارهٔ ۵۵۷چرا به کلبه ام ای لاله رو نمی آیی
  8. شمارهٔ ۵۵۸قدت در چشم خود جا کرده ام ای دوست می رنجی
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.