پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۷

چرا به کلبه ام ای لاله رو نمی آیی

برآمده ز چمن همچو بو نمی آیی

نشسته ام به رهت سینه را سپر کن

چو تیغ بر سرم ای جنگجو نمی آیی

گشاده به خیال تو همچو گل آغوش

به سویم ای چمن آرزو نمی آیی

چه دیده یی که به چشمم گذر نمی سازی

چرا به آئینه ام روبرو نمی آیی

تو را کمند خیالم کشیده می آرد

تو نو غزالی و بی جستجو نمی آیی

به رهگذار تو هر روز چشم من چار است

چو چارآئینه از چار سو نمی آیی

بیا به دیده خونبار سیدا بنشین

تو سرو باغی و بر طرف جو نمی آیی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۹به سوی کلبه ام ای نازنین دوش آمدی رفتی
  2. شمارهٔ ۵۶۰چرا به کلبه ام مهربان نمی آیی
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.