پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۸

قدت در چشم خود جا کرده ام ای دوست می رنجی

نهالت گفته ام سرو لب این جوست می رنجی

شد از نظاره رخسار تو گلدسته مژگانم

نگاهم مارپیچ طاق این ابروست می رنجی

به فکر روی تو عمریست من پشت خمی دارم

سرم چون غنچه در آئینه زانوست می رنجی

مرا جرمی نباشد آه من غیر از گرفتاری

کمند گردن من حلقه آن موست می رنجی

به حال سیدا عمریست پروایی نمی سازی

بیابان گرد از دست تو چون آهوست می رنجی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۰چرا به کلبه ام مهربان نمی آیی
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.