پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۷

همچو گل کیسه لبالب ز درم می آیی

لب پر از خنده چو ارباب کرم می آیی

نقش پای تو مرا قبله نما می گردد

همچو آهو ز بیابان حرم می آیی

نرگس از دیدن رخسار تو دیوانه شود

ای پریرو ز گلستان ارم می آیی

می چو در شیشه رود بحر عطا جوش زند

مست در پیرهن برگ کرم می آیی

از غم ابرویت ای ماه هلالی شده ام

می روی از سر بالینم و کم می آیی

همره غیر ز پیش نظرم می گذری

تا کی ای عربده جو بهر ستم می آیی

سیدا هر نفس از خویش فنا می گردد

باز برگشته ز صحرای عدم می آیی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۹به کوی انتظاری آرمیدن ها چه می دانی
  2. شمارهٔ ۵۵۰فلک از کهکشان چون سینه چاکست پنداری
  3. شمارهٔ ۵۵۱تا لبت نام برآورده به شیرین سخنی
  4. شمارهٔ ۵۵۲تا کی ای بلبل به دنبال هنر افتد کسی
  5. شمارهٔ ۵۵۳به سوی کلبه ام ای سیمبر نمی آیی
  6. شمارهٔ ۵۵۴چرا به کلبه ام ای دلربا نمی آیی
  7. شمارهٔ ۵۵۵به خواب آمد مرا لیلی وشی چون سرو موزونی
  8. شمارهٔ ۵۵۶دمید خط و در آغوش من نمی آیی
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.