پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۵

ز من دل برده رنگین جلوه شمشاد بالایی

خرام دام طاووسی فریب آغوش اعضایی

پیمبرزاده یک شهر کنعان چشم در راهی

عزیز مصر تمکین یوسف عاشق زلیخایی

صنوبر قامتی بادام چشمی گلبدن شوخی

نگارین پنجه پا در حنا ساعد مصفایی

به روی لعل و کان رنگی به رخسار گهر آبی

به بودن کوه تمکینی به رفتن موج دریایی

چو سرو باغ قامتت جامه زیبی چیده دامانی

زهی چاک گریبانی گلستان تماشایی

به چشم اهل دل نوری به بام دیده مهتابی

چراغ عالم افروزی بهار صحبت آرایی

قبای ناز بر دوشی به استغنا در آغوشی

پر از کین گوشه چشمی عتاب آمیز ایمایی

بت گردنکشی آتش مزاج خان و مان سوزی

خدا ناترس کم حرفی سخن نشنیده خودرایی

گهی از خنده گلریزی گهی چون غنچه محجوبی

گهی در شیشه ها سنگی گهی در بزم مینایی

هلال ابرو شفق رخساره با خویش مغروری

فلک رفتار بی باکی مه و خورشید همپایی

به صحرای خیال ای سیدا باغی که من دارم

بود هر سبزه گلبرگی نهال شاخ رعنایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۷دلم در سینه باشد در تنوری مرغ بریانی
  2. شمارهٔ ۵۳۸غنچه گردید گل قسمتم از کم سخنی
  3. شمارهٔ ۵۳۹ای خوش نگاه رخنه گر جان کیستی
  4. شمارهٔ ۵۴۰چه کرده ام که مرا همدم بلا کردی
  5. شمارهٔ ۵۴۱چون غنچه گر به جیب تأمل فرو روی
  6. شمارهٔ ۵۴۲شمع بزمی و چو یوسف به نظر می‌آیی
  7. شمارهٔ ۵۴۳کفر و دین یکسان بود در مذهب دیوانگی
  8. شمارهٔ ۵۴۴گر در خط بتان به تأمل فرو روی
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.