پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۱

چون غنچه گر به جیب تأمل فرو روی

در رنگ و بوی همچو رگ گل فرو روی

رزق تو را کنند گهرهای آبدار

گر چون صدف به بحر توکل فرو روی

در حشر بی رفیق مرو جانب صراط

ترسم که پا نهی به ته پل فرو روی

تمکین تو را چو نیست مکن بزرگی طلب

چون کوه زیر بار تحمل فرو روی

آواز خود بلند در این بوستان مکن

از شاخسار ناله چو بلبل فرو روی

شبنم صفت بکن به چمن مشق شبروی

خواهی که در میان ز رو گل فرو روی

از زلف بخت من گره ای شانه باز کن

تا چند در تصور کاکل فرو روی

گر بگذری به باغ به یاد مزلفان

تا سینه در میانه سنبل فرو روی

ای سیدا ز تیغ نگاهش مپیچ سر

ترسم به زیر تیغ تغافل فرو روی!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۳کفر و دین یکسان بود در مذهب دیوانگی
  2. شمارهٔ ۵۴۴گر در خط بتان به تأمل فرو روی
  3. شمارهٔ ۵۴۵از کدامین چمن ای سرو روان می آیی
  4. شمارهٔ ۵۴۶گل به سر بر زده و پا به حنا می آیی
  5. شمارهٔ ۵۴۷همچو گل کیسه لبالب ز درم می آیی
  6. شمارهٔ ۵۴۸گل به سر برزده از سیر چمن می آیی
  7. شمارهٔ ۵۴۹به کوی انتظاری آرمیدن ها چه می دانی
  8. شمارهٔ ۵۵۰فلک از کهکشان چون سینه چاکست پنداری
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.