پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۴

گر در خط بتان به تأمل فرو روی

چون آب و رنگ بر روق گل فرو روی

دستت دکان مشک فروشان چین شود

چون شانه گر در آن خم کاکل فرو روی

از بزم این گروه که دورش بود جنون

گر پا نمی کشی به تسلسل فرو روی

ای دست احتیاج مشو ز آستین برون

در عهد ما به کیسه بی پل فرو روی

اغیار را به صحبت خود می بری به زور

بینی اگر مرا به تغافل فرو روی

ای شانه مو به مو بگو عرض حال من

امشب اگر به خدمت کاکل فرو روی

ای سیدا اگر به سوی هند بگذری

در گنج همچو حاکم کابل فرو روی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۶گل به سر بر زده و پا به حنا می آیی
  2. شمارهٔ ۵۴۷همچو گل کیسه لبالب ز درم می آیی
  3. شمارهٔ ۵۴۸گل به سر برزده از سیر چمن می آیی
  4. شمارهٔ ۵۴۹به کوی انتظاری آرمیدن ها چه می دانی
  5. شمارهٔ ۵۵۰فلک از کهکشان چون سینه چاکست پنداری
  6. شمارهٔ ۵۵۱تا لبت نام برآورده به شیرین سخنی
  7. شمارهٔ ۵۵۲تا کی ای بلبل به دنبال هنر افتد کسی
  8. شمارهٔ ۵۵۳به سوی کلبه ام ای سیمبر نمی آیی
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.