پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۶

دلم را برده از جا سرو قد نازک اندامی

تنی گلبرگ نسرینی مقشر مغز بادامی

چو بوی گل سبکروحی چو شبنم تیز پروازی

نظر غایب شوی تمکین صبا سیماب آرامی

جبین بی عیب رخساری صنوبر جلوه بی مثلی

تماشاگاه بی نقصی گلستان بانجامی

کلام چرب و شیرینی زبان بادام قندینی

دهان پر ز احسانی لب آماده انعامی

نگه دزدیده طراری به مشرب آشنا یاری

تواضع شیوه خوش چشمی بهشتی رو نکونامی

به موج باده همسنگی به مهر و کینه یکرنگی

به صلح آمیخته جنگی نشاط انگیز دشنامی

کمین گیری مزور پیشه یی بیدانه صیادی

نگار نوخط مشکین کمند عنبرین دامی

قد مصراع رنگینی ورق افشان بناگوشی

بیاض گردن صافی مجلا نقره خامی

به حق دین و آئینت به جان سیدا رحمی

نمانده طاقت و تابی ندارد صبر و آرامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۸غنچه گردید گل قسمتم از کم سخنی
  2. شمارهٔ ۵۳۹ای خوش نگاه رخنه گر جان کیستی
  3. شمارهٔ ۵۴۰چه کرده ام که مرا همدم بلا کردی
  4. شمارهٔ ۵۴۱چون غنچه گر به جیب تأمل فرو روی
  5. شمارهٔ ۵۴۲شمع بزمی و چو یوسف به نظر می‌آیی
  6. شمارهٔ ۵۴۳کفر و دین یکسان بود در مذهب دیوانگی
  7. شمارهٔ ۵۴۴گر در خط بتان به تأمل فرو روی
  8. شمارهٔ ۵۴۵از کدامین چمن ای سرو روان می آیی
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.