پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۹

ای خوش نگاه رخنه گر جان کیستی

ای شعله در سراغ گریبان کیستی

آغوش دیده ها ز تماشاست لاله زار

ای نو به بر رسیده گلستان کیستی

چندین هزار دام نگه پاره کرده یی

رم خورده وحشی ز بیابان کیستی

دلهای ما چو برگ خزان ریختی به خاک

ای نوبهار سرو خرامان کیستی

ای برق از کدام زمین سرکشیده یی

ای شیر تندخو ز نیستان کیستی

عالم به دور خویش تو زیر و زبر شدست

پرورده فتنه صف مژگان کیستی

فواره شکر شده منقار طوطیان

شکرفروش من شکرستان کیستی

ای غنچه از کدام چمن آب خورده یی

ای شاخ پرشکوفه ز بستان کیستی

افتاده است شور به جان کبابها

ای سوده نمک ز نمکدان کیستی

چشمم ز کوچه گردی شبها سفید شد

ای ماه رو تو شمع شبستان کیستی

از پرتو تو خانه هر کس منور است

ای آفتاب رو مه تابان کیستی

از پا فتاده است به راه تو سیدا

رحمی نمی کنی تو مسلمان کیستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۱چون غنچه گر به جیب تأمل فرو روی
  2. شمارهٔ ۵۴۲شمع بزمی و چو یوسف به نظر می‌آیی
  3. شمارهٔ ۵۴۳کفر و دین یکسان بود در مذهب دیوانگی
  4. شمارهٔ ۵۴۴گر در خط بتان به تأمل فرو روی
  5. شمارهٔ ۵۴۵از کدامین چمن ای سرو روان می آیی
  6. شمارهٔ ۵۴۶گل به سر بر زده و پا به حنا می آیی
  7. شمارهٔ ۵۴۷همچو گل کیسه لبالب ز درم می آیی
  8. شمارهٔ ۵۴۸گل به سر برزده از سیر چمن می آیی
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.