پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۳

کبابم کرده بی پروا خرامی چشم می پوشی

قلندر مشربی یک شهر عاشق خانه بر دوشی

مرصع آستین گل در گریبان نازک اندامی

منقش جامه زرین کمربندی کله پوشی

بدن یک پیرهن روحی میان ز آب خضر موجی

قد نظاره مشتاقی پر از خمیازه آغوشی

سیه بی سرمه مژگانی بسی بی باده رنگینی

نگه خاموش گویایی زبان گویایی خاموشی

مسافر پروری آرام جانی صاحب ادراکی

سفرها کرده مردم دیده سوداگر هوشی

نگاهی وصل پیغامی به لب ایمای دشنامی

گهی گرم آشنا چشمی گهی عاشق فراموشی

چمن مشاطه بند قبا سنبل هواداری

گل رعنا کف پایی قد کاکل ربا دوشی

به خود مغرور جلا دی نظر بی دام صیادی

به ناحق تیغ زن دستی نصیحت ناشنو گوشی

چو فکر سیدا شوخی چو طوطی نرم گفتاری

زبان فواره شهدی دهان سرچشمه نوشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۵ز من دل برده رنگین جلوه شمشاد بالایی
  2. شمارهٔ ۵۳۶دلم را برده از جا سرو قد نازک اندامی
  3. شمارهٔ ۵۳۷دلم در سینه باشد در تنوری مرغ بریانی
  4. شمارهٔ ۵۳۸غنچه گردید گل قسمتم از کم سخنی
  5. شمارهٔ ۵۳۹ای خوش نگاه رخنه گر جان کیستی
  6. شمارهٔ ۵۴۰چه کرده ام که مرا همدم بلا کردی
  7. شمارهٔ ۵۴۱چون غنچه گر به جیب تأمل فرو روی
  8. شمارهٔ ۵۴۲شمع بزمی و چو یوسف به نظر می‌آیی
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.