پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۰

تفسیر سازد حسن را رویی که دارد خال و خط

تأکید معنی می کند بر مصحف اعراب نقط

دست شناور کی کند از شورش دریا حذر

دارد خطرها در کمین زنجیر موج از پای بط

گر رو به صحرا آورم از لاله زار آتش دمد

کشتی چو در آب افگنم خیزد غبار از روی شط

تاریکی شب دزد را مهتاب باشد در نظر

گردد چراغ زیر پا یا راهزن راه غلط

عیش و غم ما سیدا هرگز نگردد بیش و کم

ماراست شکر از حد فزوزن داریم چون حال وسط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۲مه بود در کلبه ام چون در ته دامن چراغ
  2. شمارهٔ ۳۵۳صرف شد عمر من ای یار غلط کردم حیف
  3. شمارهٔ ۳۵۴حسنش آخر از هجوم خط تلف شد حیف حیف
  4. شمارهٔ ۳۵۵روزی که صبح حشر کند رو به یک طرف
  5. شمارهٔ ۳۵۶در صدف چون قطره افتد گردد او را دل ز سنگ
  6. شمارهٔ ۳۵۷دارم ز دست داغ دل سامانیان در بغل
  7. شمارهٔ ۳۵۸شهر و صحرا درگرفت از آتش رخسار گل
  8. شمارهٔ ۳۵۹افلاک را گداخت دل صبر پیشه ام
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.