پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

با پریشان روزگاران یار دارد اختلاط

مهر نتواند کشیدن در کمند احتیاط

سالکان را زیر گردون نیست جای خواب امن

خون چندین کاروان را خورده خاک این رباط

عاشقان مفلس خود را به سنگ کم مزن

چغد این ویرانه را خالی نمی باشد بساط

بر سر تیغش هجوم بی گناهان را ببین

گر ندیدی تشنگان را بر لب آب فراط

هر که اینجا بگذرد از آرزوها سیدا

می‌تواند همچو برق آسان گذشتن از صراط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱می زند عشق تو هر شب شعله در جانم چو شمع
  2. شمارهٔ ۳۵۲مه بود در کلبه ام چون در ته دامن چراغ
  3. شمارهٔ ۳۵۳صرف شد عمر من ای یار غلط کردم حیف
  4. شمارهٔ ۳۵۴حسنش آخر از هجوم خط تلف شد حیف حیف
  5. شمارهٔ ۳۵۵روزی که صبح حشر کند رو به یک طرف
  6. شمارهٔ ۳۵۶در صدف چون قطره افتد گردد او را دل ز سنگ
  7. شمارهٔ ۳۵۷دارم ز دست داغ دل سامانیان در بغل
  8. شمارهٔ ۳۵۸شهر و صحرا درگرفت از آتش رخسار گل
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.