پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

در صدف چون قطره افتد گردد او را دل ز سنگ

سفله را دنیا دهد رو می کند منزل ز سنگ

همچو آتش کرده ایم از دست تو منزل ز سنگ

تا به کی با ما تعدی می کنی ای دل ز سنگ

جوی شیر آید برون از کوه بهر کوهکن

روزیی خود می کند صاحب هنر حاصل ز سنگ

آدمی را ز آفت ارض و سما نبود خبر

دانه ذوق آسیا دارد ولی غافل ز سنگ

از فلاخن سر نمی پیچد درخت میوه دار

همچو طفلان کی شود بی پای صاحبدل ز سنگ

خون ناحق هر کجا باشد نهان گل می کند

لاله می روید ز آب خنجر قاتل ز سنگ

ساکنان کعبه از وسواس شیطان فارغند

ایمن از سیل است باشد هر کرا منزل ز سنگ

کرده اند اهل طمع را از ازل روئینه تن

آب می گردد نباشد گر دل سایل ز سنگ

خال او تا موسم خط هر چه باشد می کند

می شود وقت علمداری دل غافل ز سنگ

راز عشق از سینه همچون برق بیرون می رود

سیدا بیهوده آتش می‌کند منزل ز سنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸شهر و صحرا درگرفت از آتش رخسار گل
  2. شمارهٔ ۳۵۹افلاک را گداخت دل صبر پیشه ام
  3. شمارهٔ ۳۶۰پادشاها با تو جان دردمند آورده ام
  4. شمارهٔ ۳۶۱بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم
  5. شمارهٔ ۳۶۲شب چو یاد عارض آن شعله قامت می کنم
  6. شمارهٔ ۳۶۳روی دلی ز مردم عالی نیافتم
  7. شمارهٔ ۳۶۴قبای خود چو گل امروز پاره پاره کنم
  8. شمارهٔ ۳۶۵موج جوهر شوم از تیغ زبانت گردم
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.