پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

روزی که صبح حشر کند رو به یک طرف

گردد بهشت یک طرف آنکو به یک طرف

سنجند اگر به روز قیامت گناه من

افتد ز بار جم ترازو به یک طرف

شوق تو مست کرده چنان اهل باغ را

افتاده گل به یک طرف و بو به یک طرف

چون شانه پاره پاره دلم گر شود رواست

خط یک طرف کشیده و گیسو به یک طرف

چشمی که چون نگاه به هر سو می دوید

امروز کرده گوشه ابرو به یک طرف

چون سیدا اگر چه بهر سوی می تپم

آخر نهم ز درد تو پهلو به یک طرف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷دارم ز دست داغ دل سامانیان در بغل
  2. شمارهٔ ۳۵۸شهر و صحرا درگرفت از آتش رخسار گل
  3. شمارهٔ ۳۵۹افلاک را گداخت دل صبر پیشه ام
  4. شمارهٔ ۳۶۰پادشاها با تو جان دردمند آورده ام
  5. شمارهٔ ۳۶۱بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم
  6. شمارهٔ ۳۶۲شب چو یاد عارض آن شعله قامت می کنم
  7. شمارهٔ ۳۶۳روی دلی ز مردم عالی نیافتم
  8. شمارهٔ ۳۶۴قبای خود چو گل امروز پاره پاره کنم
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.