پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

حسنش آخر از هجوم خط تلف شد حیف حیف

سنبل پامال دوران چون علف شد حیف حیف

آنکه زلفش بازوی آزادگان در تاب داشت

زیر دست و پنجه هر ناخلف شد حیف حیف

گلشنش از غارت باد خزان تاراج یافت

دامن پاکش چو برگ گل ز کف شد حیف حیف

قامت سرو خط سبزش ز آه بی کسان

تخته مشق نوای چنگ و دف شد حیف حیف

آنکه روی خود طرف می کرد را خورشید و ماه

از نگاه خیره چشمان برطرف شد حیف حیف

گوهر مقصود باشد آب در کام نهنگ

رنج‌های ما عبث همچون صدف شد حیف حیف

در بخارا بود عمری سیدا پابست او

رشته بر پا در ره ملک نسف شد حیف حیف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶در صدف چون قطره افتد گردد او را دل ز سنگ
  2. شمارهٔ ۳۵۷دارم ز دست داغ دل سامانیان در بغل
  3. شمارهٔ ۳۵۸شهر و صحرا درگرفت از آتش رخسار گل
  4. شمارهٔ ۳۵۹افلاک را گداخت دل صبر پیشه ام
  5. شمارهٔ ۳۶۰پادشاها با تو جان دردمند آورده ام
  6. شمارهٔ ۳۶۱بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم
  7. شمارهٔ ۳۶۲شب چو یاد عارض آن شعله قامت می کنم
  8. شمارهٔ ۳۶۳روی دلی ز مردم عالی نیافتم
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.