پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۳

صرف شد عمر من ای یار غلط کردم حیف

در پی چون تو ستمگار غلط کردم حیف

مدتی بود در این شهر گمان می کردم

من تو را یار وفادار غلط کردم حیف

بوده یی با من سودا زده چون مهر و فلک

آشنایی سر بازار غلط کردم حیف

بر سر کوی تو هر خار غمی می دیدم

می زدم بر سر دستار غلط کردم حیف

سیدا از غم او شب همه شب همچون شمع

داشتم دیده بیدار غلط کردم حیف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۵روزی که صبح حشر کند رو به یک طرف
  2. شمارهٔ ۳۵۶در صدف چون قطره افتد گردد او را دل ز سنگ
  3. شمارهٔ ۳۵۷دارم ز دست داغ دل سامانیان در بغل
  4. شمارهٔ ۳۵۸شهر و صحرا درگرفت از آتش رخسار گل
  5. شمارهٔ ۳۵۹افلاک را گداخت دل صبر پیشه ام
  6. شمارهٔ ۳۶۰پادشاها با تو جان دردمند آورده ام
  7. شمارهٔ ۳۶۱بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم
  8. شمارهٔ ۳۶۲شب چو یاد عارض آن شعله قامت می کنم
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.