پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۸

نو خط من می کند بر چرخ مینا فام رقص

در شب مهتاب خوش باشد به پشت بام رقص

فتنه و آشوب می کردند گرد چشم او

میکشان سازند از شادی به گرد جام رقص

می شوند از خانه بیرون مهوشان در نوخطی

ساقیان شرم گین سازند وقت شام رقص

بر درخت آرزو اهل جهان دل بسته اند

می کنند اطفال زیر میوه های خام رقص

می درآید دل به جست و خیز از پیغام وصل

پاسبانان می کنند از مژده انعام رقص

نیست حرف تلخ را سوداگری غیر از گدا

می کنند اهل طمع از دادن دشنام رقص

سیدا دارد دل از ذوق گرفتاری خبر

بلبل ما می کند در جستجوی دام رقص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۰تفسیر سازد حسن را رویی که دارد خال و خط
  2. شمارهٔ ۳۵۱می زند عشق تو هر شب شعله در جانم چو شمع
  3. شمارهٔ ۳۵۲مه بود در کلبه ام چون در ته دامن چراغ
  4. شمارهٔ ۳۵۳صرف شد عمر من ای یار غلط کردم حیف
  5. شمارهٔ ۳۵۴حسنش آخر از هجوم خط تلف شد حیف حیف
  6. شمارهٔ ۳۵۵روزی که صبح حشر کند رو به یک طرف
  7. شمارهٔ ۳۵۶در صدف چون قطره افتد گردد او را دل ز سنگ
  8. شمارهٔ ۳۵۷دارم ز دست داغ دل سامانیان در بغل
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.