پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

وقت شد خط پا بر آن گلبرگ تر خواهد نهاد

رسم و آئین تو را نوع دگر خواهد نهاد

تیر مژگان تو خواهد از کسادی خاک خورد

چون کمان ابروی تو هر گوشه سر خواهد نهاد

از سواد زلف گردد حسن شوخت ناپدید

شام چون آمد شفق رو در سفر خواهد نهاد

فوطه زاری ز گردن فاخته خواهد گرفت

سرو تو زین غصه بر دیوار سر خواهد نهاد

پنجه زورآوران از دامنت کوتاه بود

بهله دست اکنون بر آن موی کمر خواهد نهاد

هندوی خط را اگر صدبار از پا افگنی

چون ز جا برداشت سرپا پیشتر خواهد نهاد

دل نبندد سیدا غیر از تو با شوخ دگر

پیش او از لب اگر حلوای تر خواهد نهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰کوه را افغانم آتش در جگر می افگند
  2. شمارهٔ ۲۳۱هر کس که زین محیط دم آب می خورد
  3. شمارهٔ ۲۳۲به دست سایلان آوازه احسان عصا گردد
  4. شمارهٔ ۲۳۳ز سودای رخت همیان زر گل بر سرم ریزد
  5. شمارهٔ ۲۳۴دست کوتاهم اگر منظور چشم او شود
  6. شمارهٔ ۲۳۵زلف با خال لبش تلقین ایمان می‌کند
  7. شمارهٔ ۲۳۶شعله خوبانی که هر یک آفت پروانه‌اند
  8. شمارهٔ ۲۳۷در محبت طفل اشکم گوهر دل می شود
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.