پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

غنچه‌ام خوبان غم خود دل‌نشینم کرده‌اند

صندل درد سر از چین جبینم کرده‌اند

نام من پروانه‌ها در انجمن‌ها برده‌اند

شمع‌ها روشن ز آه آتشینم کرده‌اند

در دل من آه آتشبار را نبود اثر

برق را پامال دست خوشه‌چینم کرده‌اند

گرچه عریانم گریبان کسی نگرفته‌ام

دست را کوتاه‌تر از آستینم کرده‌اند

نامدارم لیک عمر من به تلخی بگذرد

ز هر جای موم در زیر نگینم کرده‌اند

سیدا خوبان گره از کار من نکشوده‌اند

گرچه چون بند قبا پهلونشینم کرده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹چشم او خون دل عاشق دمادم می خورد
  2. شمارهٔ ۲۳۰کوه را افغانم آتش در جگر می افگند
  3. شمارهٔ ۲۳۱هر کس که زین محیط دم آب می خورد
  4. شمارهٔ ۲۳۲به دست سایلان آوازه احسان عصا گردد
  5. شمارهٔ ۲۳۳ز سودای رخت همیان زر گل بر سرم ریزد
  6. شمارهٔ ۲۳۴دست کوتاهم اگر منظور چشم او شود
  7. شمارهٔ ۲۳۵زلف با خال لبش تلقین ایمان می‌کند
  8. شمارهٔ ۲۳۶شعله خوبانی که هر یک آفت پروانه‌اند
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.