پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

مرا ای بی مروت مهربان گردی چه خواهد شد

ز روی مرحمت آرام جان گردی چه خواهد شد

همه شب شمع با پروانه سرگرم سخن باشد

تو هم ای شعله با من همزبان گردی چه خواهد شد

ز پا افتاده ام در جستجویت گیر دستم را

تن زار مرا روح روان گردی چه خواهد شد

به صد خون جگر اسباب عیشی کرده ام بر پا

شبی در خانه من میهمان گردی چه خواهد شد

به یاد خط زلفت بی سرانجام و پریشانم

من بی خان و مان را خانمان گردی چه خواهد شد

چه نقص از وصل شبنم آفتاب ذره پرور را

تو هم همصحبت این ناتوان گردی چه خواهد شد

سمند جلوه را سرداده یی و من ز دنبالت

به این بی دست و پا گر همعنان گردی چه خواهد شد

به جام سیدا تا چند ریزی زهر ناکامی

دو سه روزی به کام دوستان گردی چه خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵ز دنیا هر که شد لبریز عمرش بی بقا گردد
  2. شمارهٔ ۲۰۶آتشم روزی که از دامان صحرا گل کند
  3. شمارهٔ ۲۰۷از ملامت خانه ام آرامگاه گل شود
  4. شمارهٔ ۲۰۸به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتد
  5. شمارهٔ ۲۰۹رنگینی رخ تو به رعنا نداده اند
  6. شمارهٔ ۲۱۰شیرینی لب تو به شکر نداده اند
  7. شمارهٔ ۲۱۱آهم امشب در چمن سرگشتگان را یاد کرد
  8. شمارهٔ ۲۱۲تسخیر عکس روی تو دل چون هوس کند
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.