پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

از ملامت خانه ام آرامگاه گل شود

جغد در ویرانه من آید و بلبل شود

دست نومیدی پریشان خاطریهای مرا

جمع اگر سازد به دوش آرزو کاکل شود

گر شود روشن چراغم شاخ گل گردد پدید

ور شود خاموش دودش دسته سنبل شود

میگزد لبهای دامن پای خواب آلوده را

آستین سیلی زند دستی که دور از پل شود

ناخدا را سیدا از شور بحر اندیشه نیست

موجهای پر خطر دریا دلان را پل شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹رنگینی رخ تو به رعنا نداده اند
  2. شمارهٔ ۲۱۰شیرینی لب تو به شکر نداده اند
  3. شمارهٔ ۲۱۱آهم امشب در چمن سرگشتگان را یاد کرد
  4. شمارهٔ ۲۱۲تسخیر عکس روی تو دل چون هوس کند
  5. شمارهٔ ۲۱۳تا به زلف خویش خوبان هم‌نشینم کرده‌اند
  6. شمارهٔ ۲۱۴مرا در دیده همچون سرمه جا گردی چه خواهد شد
  7. شمارهٔ ۲۱۵درد و داغ غم ز جان عشقبازان برده اند
  8. شمارهٔ ۲۱۶اگر در خانه آئینه آن روح روان آید
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.