پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

تسخیر عکس روی تو دل چون هوس کند

عریان شود چو آئینه حفظ نفس کند

از خود برون برآی و بکن پهن دام رزق

در خانه عنکبوت شکار مگس کند

از ظالمان مجوی ز بی قوتی مدد

کی آب تیشه تربیت خار و خس کند

شاهان به کوچه دل اهل جنون روند

در شهر ما کریم گدایی هوس کند

سیل بلاست قافله را بانگ بی محل

رهزن دلیل خود ز نوای جرس کند

ای سیدا ز سینه مکن آه را برون

پروانه را ندیده کسی در قفس کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴مرا در دیده همچون سرمه جا گردی چه خواهد شد
  2. شمارهٔ ۲۱۵درد و داغ غم ز جان عشقبازان برده اند
  3. شمارهٔ ۲۱۶اگر در خانه آئینه آن روح روان آید
  4. شمارهٔ ۲۱۷قبای لاله گون در بر چو آن سرو روان آید
  5. شمارهٔ ۲۱۸پیغام چشم من به عزیزان که می برد
  6. شمارهٔ ۲۱۹از رخت میخانه امشب آنقدر مسرور بود
  7. شمارهٔ ۲۲۰من دیوانه را ارواح مجنون چون به یاد آید
  8. شمارهٔ ۲۲۱چمن از رنگ و بو چون شد تهی بلبل فنا گردد
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.