پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

مرا در دیده همچون سرمه جا گردی چه خواهد شد

تو ای بیگانه مشرب آشنا گردی چه خواهد شد

به جان خرمنم ای برق تا کی می زنی آتش

به گرد دانه ام چون آسیا گردی چه خواهد شد

به درویشان زکوة مال باشد فرض شاهان را

تو هم گر دستگیر این گدا گردی چه خواهد شد

مکن منع از تماشای نگاهم طاق ابرو را

به این بیچاره محراب دعاگردی چه خواهد شد

به تکلیف من مشتاق ای گل پنبه در گوشی

به سوی خانه خود رهنما گردی چه خواهد شد

دلم تا وا شود چین از جبین بگشا و ساغر کش

مرا امروز باغ دلگشا گردی چه خواهد شد

ندارد روی صحت بی تو داغم ای طبیب من

به درد بی دوای من دوا گردی چه خواهد شد

دلم گردیده کوه آهن از پیکان بیدادست

مرا ای سنگدل آهن ربا گردی چه خواهد شد

به راهت سیدا افتاده است امروز رحمی کن

به این بی‌دست و پا گر دست و پا گردی چه خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶اگر در خانه آئینه آن روح روان آید
  2. شمارهٔ ۲۱۷قبای لاله گون در بر چو آن سرو روان آید
  3. شمارهٔ ۲۱۸پیغام چشم من به عزیزان که می برد
  4. شمارهٔ ۲۱۹از رخت میخانه امشب آنقدر مسرور بود
  5. شمارهٔ ۲۲۰من دیوانه را ارواح مجنون چون به یاد آید
  6. شمارهٔ ۲۲۱چمن از رنگ و بو چون شد تهی بلبل فنا گردد
  7. شمارهٔ ۲۲۲ز جا چون سرو اگر از غیرت شمشاد برخیزد
  8. شمارهٔ ۲۲۳تکلم از دهانش گر ز تنگی دیر می ریزد
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.