پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۸

به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتد

حبابی گردد و گرداب از دریا برون افتد

نشد مقبول شیرین کاریی فرهاد خسرو را

هنر معیوب گردد هر که را طالع زبون افتد

دل از داغ تمنایت بیابان مرگ خواهد شد

نبیند روی آبادی به صحرایی که خون افتد

نهد بر خاک دنیا دار پهلو از تهیدستی

صراحی چون ز می گردید خالی سرنگون افتد

دو عالم سیدا امروز باشد کعبتین من

نمی دانم که از دستم بروی تخته چون افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۰شیرینی لب تو به شکر نداده اند
  2. شمارهٔ ۲۱۱آهم امشب در چمن سرگشتگان را یاد کرد
  3. شمارهٔ ۲۱۲تسخیر عکس روی تو دل چون هوس کند
  4. شمارهٔ ۲۱۳تا به زلف خویش خوبان هم‌نشینم کرده‌اند
  5. شمارهٔ ۲۱۴مرا در دیده همچون سرمه جا گردی چه خواهد شد
  6. شمارهٔ ۲۱۵درد و داغ غم ز جان عشقبازان برده اند
  7. شمارهٔ ۲۱۶اگر در خانه آئینه آن روح روان آید
  8. شمارهٔ ۲۱۷قبای لاله گون در بر چو آن سرو روان آید
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.