پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

ای مه شبی به خانه ام آیی چه می شود

بر من دری ز غیب گشایی چه می شود

تا کی ز پیش دیده من بگذری بناز

در چشم من چو سرمه درآیی چه می شود

یخ بسته ام چو شمع ز سرمای روزگار

ای آفتاب روی نمایی چه می شود

ایستاده ایم در ره تو نقد جان به کف

از ما به یک نگاه ربایی چه می شود

گردم به گرد کوی تو هر شب چو سیدا

یک ره تو هم ز خانه برآیی چه می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴ز من رنجیده یی صیاد هوش من که خواهد شد
  2. شمارهٔ ۲۰۵ز دنیا هر که شد لبریز عمرش بی بقا گردد
  3. شمارهٔ ۲۰۶آتشم روزی که از دامان صحرا گل کند
  4. شمارهٔ ۲۰۷از ملامت خانه ام آرامگاه گل شود
  5. شمارهٔ ۲۰۸به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتد
  6. شمارهٔ ۲۰۹رنگینی رخ تو به رعنا نداده اند
  7. شمارهٔ ۲۱۰شیرینی لب تو به شکر نداده اند
  8. شمارهٔ ۲۱۱آهم امشب در چمن سرگشتگان را یاد کرد
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.