پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

ز رشکِ کلبهٔ من کعبه و بتخانه می‌سوزد

تو در یک خانه آتش می‌زنی صد خانه می‌سوزد

تو می با غیر می‌نوشی و می‌گردم کبابت من

تو شمع انجمن می‌گردی و پروانه می‌سوزد

به جسم و جان من ای برق بی‌پروا مروت کن

تو بر کاه من آتش می‌زنی و دانه می‌سوزد

نگاه گرم در میخانهٔ من از که افتادست

می از خُم تا برآید شیشه و میخانه می‌سوزد

تو را امروز همچون موی آتش‌دیده می‌بینم

کدام آشفته بر تسخیر زلفت شانه می‌سوزد

نمی‌ریزد کسی بر آتش بی‌تابی‌ام آبی

به حالم آشنا می‌گرید و بیگانه می‌سوزد

به یادِ آن گل رو سیدا شمعی که افروزم

به گلشن بلبل و در انجمن پروانه می‌سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱رفتند اهل جود در ایام کس نماند
  2. شمارهٔ ۲۰۲ای مه شبی به خانه ام آیی چه می شود
  3. شمارهٔ ۲۰۳مرا ای بی مروت مهربان گردی چه خواهد شد
  4. شمارهٔ ۲۰۴ز من رنجیده یی صیاد هوش من که خواهد شد
  5. شمارهٔ ۲۰۵ز دنیا هر که شد لبریز عمرش بی بقا گردد
  6. شمارهٔ ۲۰۶آتشم روزی که از دامان صحرا گل کند
  7. شمارهٔ ۲۰۷از ملامت خانه ام آرامگاه گل شود
  8. شمارهٔ ۲۰۸به سوی بحر اگر سیلاب اشکم رهنمون افتد
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.