پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸

شبی که می‌فکند بی تو در دلم الم آتش

ز آه من به فلک می‌رود علم علم آتش

کباب کرده دل صد هزار لیلی و شیرین

لبت که در عرب افکنده شور و در عجم آتش

ز جرم عشق اگر عاشقان روند به دوزخ

شود به جانب من شعله‌کش ز صد قدم آتش

ز سوز دل چو به او شرح حال خویش نویسم

هزار بار فتد در زبانه قلم آتش

چونی بهر که سرآورده‌ام دمی شب هجران

درو فکنده‌ام از ناله‌های زیر و بم آتش

به یک پیاله که افروختنی چراغ رخت را

فکندی ای گل رعنا به حال محتشم آتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۰محل گرمی جولان بزیر سرو بلندش
  2. شمارهٔ ۳۳۱رخش شمعی است دود آن کمند عنبر آلودش
  3. شمارهٔ ۳۳۲ز دل دودی بلند آویخته زلف نگون‌سارش
  4. شمارهٔ ۳۳۳ز مهیست داغ بر دل که ندیده‌ام هنوزش
  5. شمارهٔ ۳۳۴ای به ستم دل تو خوش تیغ بکش مرا بکش
  6. شمارهٔ ۳۳۵بیش ازین منت وصل از رخ آن ماه مکش
  7. شمارهٔ ۳۳۶صد سال ز من دارد اگر هجر نهانش
  8. شمارهٔ ۳۳۷هزارگونه متاع است ناز را به دکانش
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.