پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶

صد سال ز من دارد اگر هجر نهانش

به زان که ببینم به طفیل دگرانش

می‌کرد شبی نسبت خود شمع به خوبان

چون خواست که نام تو برد سوخت زبانش

دل داشت یقین نیستی آن دهن اما

از خنده بسیار گرفتی به گمانش

خوبان بشتابید به دل جوئی عاشق

زان پیش که جوئید و نیابید نشانش

در چشم تو صد شیوه عیانست ز مستی

صد شیوه دیگر که محال است بیانش

می‌کرد دل انکار وجود دهنت را

از خنده بسیار فکندی به گمانش

پیوند گسل نیست دل محتشم از تو

گر بگسلد از تاب جفا رشتهٔ جانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۸آن شاه حسن بین و به تمکین نشستنش
  2. شمارهٔ ۳۳۹بزم برهم زده‌ای ای دل بر خشم به جوش
  3. شمارهٔ ۳۴۰ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش
  4. شمارهٔ ۳۴۱سحر به کوچه بیگانه‌ای فتادم دوش
  5. شمارهٔ ۳۴۲آهوی او که بود بیشه دل صیدگهش
  6. شمارهٔ ۳۴۳به عزم رقص چون در جنبش آید نخل بالایش
  7. شمارهٔ ۳۴۴مهی که زینت حسنست گرمی خویش
  8. شمارهٔ ۳۴۵پری وشی دل دیوانه می‌کشد سویش
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.