پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۸

آن شاه حسن بین و به تمکین نشستنش

و آن خیرگی و طرف کله برشکستنش

آن تیر غمزه پرکش و از منتظر کشی است

موقوف صد کمان ز کمانخانه جستنش

سروی است در برم که براندام نازنین

ماند نشان ز بند قبا چست بستنش

سر رشتهٔ رضا به دل غیر بسته یار

اما چنان نبسته که به توان گسستنش

باشد کمینه بازی آن طفل بر دلم

بر همزدن دو چشم و به صد نیش خستنش

صیدیست محتشم که به قیدی فتاده لیک

مرگیست بی‌تکلف از آن قید رستنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۰ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش
  2. شمارهٔ ۳۴۱سحر به کوچه بیگانه‌ای فتادم دوش
  3. شمارهٔ ۳۴۲آهوی او که بود بیشه دل صیدگهش
  4. شمارهٔ ۳۴۳به عزم رقص چون در جنبش آید نخل بالایش
  5. شمارهٔ ۳۴۴مهی که زینت حسنست گرمی خویش
  6. شمارهٔ ۳۴۵پری وشی دل دیوانه می‌کشد سویش
  7. شمارهٔ ۳۴۶مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویش
  8. شمارهٔ ۳۴۷کاش مرگم سازد امشب از فغان کردن خلاص
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.