پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۳

به عزم رقص چون در جنبش آید نخل بالایش

نماند زنده غیر از نخل بند نخل بالایش

عجب عیبی است غافل بودن از آغاز رقص او

به تخصیص از نخستین جنبش شمشاد بالایش

بمیرم پیش تمکین قد نازک خرام او

که در جنبش به غیر از سایهٔ او نیست همتایش

براندازد ز دل بنیاد آرام آن سهی بالا

چو اندازد هوای رقص جنبش در سر و پایش

به تکلیف آمد اندر رقص اما فتنه کرد آن گه

که میل طبع بی‌تکلیف می‌شد در تماشایش

فشانم بر کدامین جلوه‌اش جان را که پنداری

دگرگون جلوه پردازیست هر عضوی ز اعضایش

به رقص آیند در زنجیر زلفش محتشم دلها

چو باد جلوه بی حد در سر زلف سمن سایش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۵پری وشی دل دیوانه می‌کشد سویش
  2. شمارهٔ ۳۴۶مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویش
  3. شمارهٔ ۳۴۷کاش مرگم سازد امشب از فغان کردن خلاص
  4. شمارهٔ ۳۴۸مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوص
  5. شمارهٔ ۳۴۹منم از مهر به غم خوردنت ای یار حریص
  6. شمارهٔ ۳۵۰آخر ای سنگدل از کشتن ما چیست غرض
  7. شمارهٔ ۳۵۱ای طاعت تو بر همهٔ کائنات فرض
  8. شمارهٔ ۳۵۲روزی که گشت بر همهٔ عالم نماز فرض
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.