پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱

ای طاعت تو بر همهٔ کائنات فرض

ذکرت بر اهل صومعه و سومنات فرض

گر سجدهٔ بشر ملک از یک جهت نمود

آمد سجود تو ز جمیع جهات فرض

ای در درون صد شکر ستان برون فرست

چیزی که هست در همهٔ گیتی زکات فرض

ای دل ز جامروز جفایش که در وفاست

ورزیدن تحمل و حلم و ثبات فرض

در وی مبین دلیر که ارباب عقل را

ضیط دل است لازم و حفظ حیات فرض

ای شیخ شکر کن تو کزین قد فارغی

شکر فراغتست بر اهل نجات فرض

بر محتشم که هست به یاد تو روز و شب

بی‌خورد و خواب نیست چو صوم و صلات فرض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۳نه می‌نهم از دست عشق جام نشاط
  2. شمارهٔ ۳۵۴گوش کردن سخنان تو غلط بود غلط
  3. شمارهٔ ۳۵۵صبر در جور و جفای تو غلط بود غلط
  4. شمارهٔ ۳۵۶به هجر یار که از غیر آن ندارم حظ
  5. شمارهٔ ۳۵۷من بی‌تو ندارم از چمن حظ
  6. شمارهٔ ۳۵۸ز لاله‌زار مرا بی‌جمال دل نواز چه فیض
  7. شمارهٔ ۳۵۹دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظ
  8. شمارهٔ ۳۶۰تا میان من و آن مه شده کلفت واقع
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.