پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

به هجر یار که از غیر آن ندارم حظ

چنان که ز وصل آن چنان ندارم حظ

به غیر حیرت عشقت چه باعث است ای گل

که چشم دارم و از گلستان ندارم حظ

ز بس که خورده‌ام از قاصدان فریب اکنون

به هیچ مژده من بدگمان ندارم حظ

نوید عمر ابد هم به گوش ناخوش نیست

که بی تو بس که به جانم ز جان ندارم حظ

به هم زدی سفرم کاش خانمان سکون

که از وطن من بی‌خانمان ندارم حظ

زهم ببر ز من ای همزبان که من بی او

زبان ندارم و از هم زبان ندارم حظ

ره جهان دگر محتشم کنون سر کن

که بهر عمر چنین زین جهان ندارم حظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸ز لاله‌زار مرا بی‌جمال دل نواز چه فیض
  2. شمارهٔ ۳۵۹دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظ
  3. شمارهٔ ۳۶۰تا میان من و آن مه شده کلفت واقع
  4. شمارهٔ ۳۶۱آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانع
  5. شمارهٔ ۳۶۲گدایان را بود از آستانها پاسبان مانع
  6. شمارهٔ ۳۶۳آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغ
  7. شمارهٔ ۳۶۴ای به من صدق و صفای تو دروغ
  8. شمارهٔ ۳۶۵تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.