پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۰

تا میان من و آن مه شده کلفت واقع

به رقیبم شده بیواسطه کلفت واقع

به مهی در گذری یک نظر افکندم دوش

شد میان من و یاران همه صحبت واقع

متهم ساخت به عشق دگرم یار و نگفت

کاین تعشق شده باشد به چه صورت واقع

کار موقوف نگاهیست میان من و او

گر بود صد جدل و خشم و کدورت واقع

می‌رسد مست جنون تیغ به کف گرم غضب

شدی ای دل سر راهش به چه جرات واقع

ای نگهبان نبود گر رخ آن مه منظور

میتوان از تو کشید این همه منت واقع

محتشم بر درش از خدمت خود هرزه ملاف

آید از بی‌هنری چون تو چه خدمت واقع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۲گدایان را بود از آستانها پاسبان مانع
  2. شمارهٔ ۳۶۳آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغ
  3. شمارهٔ ۳۶۴ای به من صدق و صفای تو دروغ
  4. شمارهٔ ۳۶۵تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ
  5. شمارهٔ ۳۶۶چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغ
  6. شمارهٔ ۳۶۷دهد اگرچه برون در بی‌شمار صدف
  7. شمارهٔ ۳۶۸بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرف
  8. شمارهٔ ۳۶۹آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیف
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.