پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظ

وز عتاب شعف آمیز تو حظی و چه حظ

می‌کنم با نفس آمیز نگه‌های عجب

از نگاه غضب‌آمیز تو حظی و چه حظ

آن که وی جرعه‌کش بزم تو بود امشب داشت

پیش اغیار به پرهیز تو حظی و چه حظ

نیم بسمل شده تیغ تغافل امروز

می‌کند از نگه تیز تو حظی و چه حظ

دل که از شوق کلام تو کبابست کباب

دارد از لعل نمک ریز تو حظی و چه حظ

وقت تغییر عذارت که شد آزرده رقیب

کردم از سبزهٔ نوخیز تو حظی و چه حظ

محتشم را که به یک موی دل آویخته‌ای

دارد از موی دلاویز تو حظی و چه حظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانع
  2. شمارهٔ ۳۶۲گدایان را بود از آستانها پاسبان مانع
  3. شمارهٔ ۳۶۳آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغ
  4. شمارهٔ ۳۶۴ای به من صدق و صفای تو دروغ
  5. شمارهٔ ۳۶۵تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ
  6. شمارهٔ ۳۶۶چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغ
  7. شمارهٔ ۳۶۷دهد اگرچه برون در بی‌شمار صدف
  8. شمارهٔ ۳۶۸بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرف
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.